السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

694

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

و اگر مقام و شأن ترمذى چنين باشد ، هيچ خردمندى مورد طعن قرار دادن حديث « شهر دانش » را جايز نمىداند حديثى كه ابن‌تيميّه خود به روايت ترمذى از آن اعتراف دارد چون اگر طعن نسبت به آن صحيح و درست باشد ، لازم مىآيد كه كتاب ترمذى شامل حديث‌هاى ساختگى هم باشد و ميان او و ثعلبى و ديگران تفاوتى نخواهد ماند ، كه اين مطلب مورد رضاى خودِ ابن‌تيميّه نيست . بنابراين ابن‌تيميّه ناچار و ناگزير است كه در برابر صحيح‌بودن حديث « مدينة العلم » تسليم شود ، چه بخواهد ، چه نخواهد . و باز گويد : « رافضى گفت : دوم اينكه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده‌اند كه فرمود : به دو نفرى كه بعد از من هستند ، ابوبكر و عمر ، اقتدا كنيد . و پاسخ چنين است : منع از روايت و عدم دلالتش بر امامت ؛ چون لازمه‌ى اقتدا به فقيهان ، امام بودنشان نيست . و هم‌چنين : ابوبكر و عمر در بسيارى از احكام اختلاف كردند ، پس اقتداى به آن دو ممكن نيست . و هم‌چنين اين روايت تعارض دارد با آن‌چه كه روايت كرده‌اند كه فرمود : « اصحاب من همانند ستارگانند به هر كدام كه اقتدا كرديد ، هدايت يافته‌ايد » با اجماع آنان بر منتفى بودن امامت آن اصحاب . و پاسخ از چند وجه است : يكى اين‌كه : گفته مىشود : اين حديث قوىتر از نصّى است كه در امامت على روايت مىكنند و اين در كتاب‌هاى مورد اعتماد اهل حديث ، معروف و شناخته شده است ، ابوداوود در سُننش ، امام احمد در مُسندش ، ترمذى در جامعش آن را روايت كرده‌اند . و امّا نصّ بر على ، در هيچ‌يك از كتاب‌هاى اهل حديث وجود ندارد . » « 1 » پس كتاب جامعِ صحيحِ ترمذى ، نزد ابن‌تيميّه از كتاب‌هاى مورد اعتماد اهل حديث مىباشد ، و از اين‌جا براى رويارويى با شيعيان ، احتجاج مىكند و نقل آن را قويتر از نصّ بر اميرالمؤمنين عليه السلام ، قرار مىدهد - / پناه مىبريم به خداوند . و آيا جايز است كه اين كتاب درباره‌ى حديث اقتداى مورد ادّعا علىرغم

--> ( 1 ) . منهاج‌السنة 4 / 238 .